analog

[ایالات متحده]/ˈænəlɒɡ/
[بریتانیا]/əˈnælɑːɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نمایش داده‌ها به‌عنوان مقادیر پیوسته به‌جای مقادیر مجزا.
n. دستگاه یا سیستمی که از مقادیر فیزیکی پیوسته متغیر برای نمایش اطلاعات استفاده می‌کند.
Word Forms
جمعanalogs

عبارات و ترکیب‌ها

analog clock

ساعت آنالوگ

analog signal

سیگنال آنالوگ

analog input

ورودی آنالوگ

analog output

خروجی آنالوگ

analog photography

عکاسی آنالوگ

analog thinking

تفکر آنالوگ

analogue to digital

آنالوگ به دیجیتال

analogue music

موسیقی آنالوگ

analog record player

پخش‌کننده ضبط آنالوگ

analog gauge

اندازه‌گیر آنالوگ

جملات نمونه

the old clock is an analog timepiece.

ساعت قدیمی یک ساعت آنالوگ است.

analog signals are less susceptible to interference.

سیگنال‌های آنالوگ کمتر در معرض تداخل هستند.

he prefers analog cameras over digital ones.

او ترجیح می‌دهد از دوربین‌های آنالوگ به جای دیجیتال استفاده کند.

this watch has an analog display with hands.

این ساعت دارای صفحه نمایش آنالوگ با عقربه است.

the music sounds more natural on an analog record player.

موسیقی روی یک صفحه گرامافون آنالوگ طبیعی‌تر به نظر می‌رسد.

analog learning methods often involve hands-on activities.

روش‌های یادگیری آنالوگ اغلب شامل فعالیت‌های عملی هستند.

the new phone has both analog and digital features.

گوشی جدید دارای ویژگی‌های آنالوگ و دیجیتال است.

analog signals can be easily converted to digital ones.

می‌توان سیگنال‌های آنالوگ را به راحتی به سیگنال‌های دیجیتال تبدیل کرد.

she has an analog approach to problem-solving.

او یک رویکرد آنالوگ برای حل مسئله دارد.

analog thermometers are less accurate than digital ones.

دماسنج‌های آنالوگ کمتر از دماسنج‌های دیجیتال دقیق هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید